برای دلتنگی هايم




Friday, March 08, 2002

٭ سلام
امرور طبق معمول ساعت 5:30 صبح از خواب بيدار شدم هوا بنظر خوب ميامد .يک دوش گر�تم وپس ار صر� صبحانه راهی شرکت شدم.�کری ذهن منو مشغول کرده بودوتوی ماشين به اين موضوع �کر ميکردم که "خداوند از خلقت اين انسان پيچيده و پر رمز و راز چه هد�ی داشته ،آخه مگه توی کلکسيون خلقت چيزی کم داشته ،همه گوش ب�رمان به �رمانبرداری وکرنش وتعظيم بی چون وچرا مشغول بودند ،ولی انسان سرشت مت�اوتی دارد،اين موجود چيزغريبی است،چرا آ�ريد"؟
در طول 45 دقيقه ای که تو راه بودم درخيال خودم دنبال جواب بودم،بارقه ای بدرخشيد ومن درياقتم که خالق هستی اگر اين انسان را آ�ريده شايد بخاطر "اختيارو تعقل" بوده است ساير مخلوقات از اين نعمت گرانقدر محروم هستند،اصلا زيبايی ما به انتخاب" را ههای"متقاوت است پس شکر ميکنم که "انسان" هستم.


........................................................................................

Saturday, December 29, 2001

٭ سلام به دوستان
من امرور به جمع صميمی شما پيوستم . شايد �ارغ ار مشغله های روزمره �رصتی برای قلم زدن پيدا کنم.اگر ميخواهی گر�تار جهالت نباشی بخوان وهمواره بنويس. تمام شد


........................................................................................

Home